از عبارت آزمودن تئوری دو معنا می توان برداشت کرد:

1- اشتقاق بدیهی یا Axiomatic derivation

2- جایگزینی واژه ها یا Replacement of terms


منظور از شماره یک این است که اگر مثلا زیاد شدن الف باعث زیاد شدن ب بشود و زیاد شدن ب هم باعث زیاد شدن ج بشود بنابراین بطور بدیهی می توان یک رابطه دیگر را هم ازاین داستان مشتق کرد و یا نتیجه گیری کرد و آن این است که زیاد شدن الف باعث زیاد شدن ج می شود.

مثلا دو عبارت زیر را درنظر می گیریم:

1-  افزایش تلاش باعث افزایش در آمد می شود.

2- افزایش درآمد باعث افزایش خرج می شود.

بنابراین بدیهی است که میتوان نتیجه گرفت که:

3 - افزایش تلاش باعث افزایش خرج می شود.


منظور از بخش دوم تست کردن تئوری نیز این است که بتوان یک واژه یا term جنرال تر را با یک سمبل اختصاصی تری ازآن ( a specific instance)  جایگزین کرد. مثلا اگر واژه A درتئوری ما اشاره به اعتیاد دارویی داشته باشد ، بتوان آن را با A1 ( بخوانید A اندیس یک )  که می تواند مصرف هروئین باشد جایگزین کرد.